خرید بک لینک
شاید بزرگ ترین توجیه حضورت تجربه باشد تجربه ای که هیچگاه به کار نمی آید! هیچگاه چقدر زمخت بودی که تنها تجربه می توان خواندت. الان آزادی الان راحتی چقدر به رهایی نزدیک شده ای؟! چقدر به ایده آلهایت که زمختت می کرد حالا پایبندی؟ چقد ارزشهایی که دیروز برایش تداوم (شاید بتوان ناب ترین ایحاد هارا برایش انتخاب کرد) به هم زده ای امروز برایت ارزشمند است؟ چقدر دلایلی که دیروز برایشان زمخت شدی و باعث شد بهترین روزهایت را تنها درخاطرت مرور کنی نمی دانم شاید هم فراموششان کرده ای برایت ارزشمند هست هنوز؟ راستی 10سال دیگر هم برسر چه بپوشم چگونه باشم هایت می مانی؟! ی

برچسب: نویسنده: آرتین سلطانی تاريخ: جمعه 30 مهر 1395 ساعت: 2:00

قاعده دارد

اگر دیواری را برداری زیاد اعتباری نیست كه سقف را با ستون های خود تجویزت نگه داری!

دنیا همه اش قاعده است،

اصول دارد

نمی توانی كه اصول را تغییر دهی

اینها قاعده بازیست،

بطن ذات ما براساس اینهاست،

نمی توان خدا وخرما رو با هم خواست،

نمی شود ناحقی كرد و حق را خواست،

نمی شود بی حدود باشی و انتظار حضور را داشته باشی،

نمی شود

ما رستگاریمان در حفظ اصول است،

برچسب: نویسنده: آرتین سلطانی تاريخ: جمعه 30 مهر 1395 ساعت: 2:00

یه نگاه به آینه میکنی... پوستت رو لمس میکنی، به فکر مراقبت از زیباییت هستی

هوا سرد میشه، مواظب هستی سرما نخوری، مریض نشی...

حرف پیشگیری از سرطانه.. دنبال راه های پیشگیری میگردی

و....

..اما چی میشه که یادت میره روحت مریض شده..اصلا حواست نیس... انگار که نه انگار عادت به روزمرگی و بیهوده زیستن شاید از هر بلایی بدتره...

برچسب: حواست به خودت باشه, نویسنده: آرتین سلطانی تاريخ: جمعه 30 مهر 1395 ساعت: 2:00

من به حلزونهای تراریومم هم علاقه دارم،

شاید كمی عجیب باشد،

اما نمی دانی چه لذتی دارد وقتی بزرگ شدنشان را می بینی

وقتی حركت بی صدا وآرامشان را می بینی

زندگی هنوز قشنگیاشو داره،

حالا وقتی بخوای دو دوتا 4تا كنی

باید حلزون كش، وكلیر و... بریزی تا بمیرن

چونكه گیاه می خورن و...

ولی وقتی با دوربین گوشی روش زوم میكنی تازه بهشون پی می بری چقد اینا جذاب هستن،

چقد قشنگن

خیلی خوبه این روزها...

برچسب: نویسنده: آرتین سلطانی تاريخ: جمعه 30 مهر 1395 ساعت: 2:00

بجان خودت واین ماه

بجان شکوفه های زود هنگام اسفند

به جان هرجه که مرا بوجد می آورد.

به جان خاطراتمان

مگر خاطرات جان دارند که من به جانشان قسم می خورم؟

به جان خیال تو!

هرچیزی که تاثیر میگذارد زنده است

جان دارد

حضور دارد

برچسب: نویسنده: آرتین سلطانی تاريخ: جمعه 30 مهر 1395 ساعت: 2:00

بهش فکر کن ،گاهی می بینی بچه های کوچیک برای یه آبنبات، یه بسنتی یه اسباب بازی و... اینقدر گریه میکنن که به هق هق میفته... اون وقت هم دلت میسوزه هم افسوس میخوری ...

تا حالا بهش فکر کردی که که چقدر از دل شکستن ها و گریه های ما پیش خدا ، همون گریه های کودکانه برای بستنی و آبنباته...

برچسب: گریه های کودکانه,گریه های کودکی, نویسنده: آرتین سلطانی تاريخ: دوشنبه 26 مهر 1395 ساعت: 2:19

سلام دلپذیر

وعده مان بماند فصل گندم

بگذار ملخ ها سبب ندیدن شوند،

دهقانان عجب می نالند!!!

ظاهرا ملخ تخم تمام گندم هایشان را خورده

وامسال فصل گندم ندارند،

اینبار را می اندازیم گردن ملخ ها

تا سال دیگر خدا بزرگ است،

خدارا شكر در دوره تحریمها بهانه ارزان شده است.

همیشه می گیرم،

می گیری

برچسب: نویسنده: آرتین سلطانی تاريخ: دوشنبه 26 مهر 1395 ساعت: 2:19

تعهد چیزی خوبیست،

اعتماد متاعیست گزاف

ثبات هم كه گل سرسبد،

برخلاف تمام آنچه كه دیده اید

چنان بر چهارچوبها ایمان دارم كه گاهی دچار تربیع می شوم حتی افزونتراز تثلیث مسیح!

ونبود این

و نبود من

برچسب: آری این چنین بود برادر,آری این چنین بود ای برادر,آری این چنین است برادر,آری اینچنین شد برادر,آری این چنین بود برادر دانلود,آری این چنین بود برادر صوتی,اری این چنین بود,کتاب آری این چنین بود برادر,متن آری این چنین بود برادر, نویسنده: آرتین سلطانی تاريخ: دوشنبه 26 مهر 1395 ساعت: 2:18

باید سلام کنم.

یا دست کم پرهیز نکنم از رویی گشاده

آری باید هر طوری می توان تنشهای احتمالی را پیشا پیش در نطفه خفه کرد تابتوان با خیال راحت تمرکز کرد روی پروژه تو

رو هدفی

روی ایده آلی

روی ساخت شعری و...

آری باید لبخند زد وسپس بخزی یا بهتر بگویم غرق شوی در احوالات وخیالات خودت

نهایت از روی تقویم روزهای لبخند زندن تصنعی را درآورد.

اما خنده های واقعی را هم باد بگذاری وقتی که به آن درون ها ی خودم، خودت می رسی.

برچسب: بخند واز خنده بگو, نویسنده: آرتین سلطانی تاريخ: پنجشنبه 22 مهر 1395 ساعت: 6:05

نمی دانم هدف نویسنده و... چه بوده اما گتسبی یک نکته دل انگیز وشاید ترسناک دارد و آنهم صبر وامید است. فارغ از تمامی تعریف و تمجید این دوصفت درگوشی می گویم؛ اینها نشانه عجز وناتوانی ماست وبس برای همین عجولم برای همین صبر نمی کنم حذف می کنم. صبر کنی که یک روزی یک جایی یک کسی و... مثل دروغ است میگویمت چگونه مثل دروغ است ببین تو اول امید داری بعد صبر میکنی نشد میگذاری پای قسمت بعد و...این دور باطل میرود تاجایی که فراموش می شوی دروغ هم گه اولیش را گفتی بعدی می آیده اصلا دروغ ها بکر زایی می کنند. بکرزایی یعنی خودش امید واری که نتیجه اش را درزیست بخوان آری امید وصب

برچسب: نویسنده: آرتین سلطانی تاريخ: پنجشنبه 22 مهر 1395 ساعت: 6:05

امشب از حرفهای ناگفته ام میگویم...فکرهایی که به ذهنم می آید ومن سعی میکنم بی تفاوت از کنارشان بگذرم.. من سعی میکنم... اما بازهم می آیند و می روند... تازه به یاد می آورم جه عادت هایی را کم کم فراموش کردم ، آنقدر که با آنها غریبه شده ام عادتهایی که لذت بخش بودند ... مثل نوشتن... راستی حالا یادم می آید که چقدر دفتر پر کردم از حرفهای دلم، از دغدغه هایم، برنامه هایم... اما نمیدانم چطور شد که همه را فراموش کردم...من نوشتن را هم فراموش کردم؛ شاید چون خواندن را فراموش کردم... میخواستم از تو بنویسم اما همه اش شد یاد خاطرات گذشته... برای تو اما حرفم این بود... نمیدانم کی به یقی

برچسب: امشب از تو مینویسم, نویسنده: آرتین سلطانی تاريخ: دوشنبه 19 مهر 1395 ساعت: 17:01

حس نا شناخته ایست، حضور كسی و منطق روزمره ام باعث شد كه تونباشی و حتی خیالت هم به قاعده وجدان، تعهد نباید باشد، می بینی دلپذیر گفته بودم منطق كه بیاید تو می روی بهرحال این شكم لعنتی با منطق سیر می شود. انگیزه بقای نسل هم تحت تاثیر منطق است، جالب است. این میان كسی هم مقصر نیست؛ تو با این رفتارت دلپذیر می شوی من باید منطقی باشم برای ادامه زندگی رفتار تو وبرخوردت در منطق من جایی ندارد (اما احساس مرا سرشار از نشاط وهیجان می كند) تصمیم این می شود كه تو نباشی وذهن من عاری شود از تمام تو كه بنا بر قاعده گذر زمان و عرف و وجدان تعهد این معجزه اتفاق می افتد، خیالت هم

برچسب: نویسنده: آرتین سلطانی تاريخ: دوشنبه 19 مهر 1395 ساعت: 17:01

تشکر خوب است، میدانی یکجوری آدم را دلگرم می کند. حالا اصلا بیا و به خدا وخالق و... اعتقاد نداشته باشیم. نفس تشکر وقدردانی یک کاری با انسان می کند کارستان مثلا تو صبها که بیدار می شوی بابت خواب راحت تشکر کن نگو خدا بگو تشک وتخت مهربان بابت آسایشی که دادی تشکر. از آدمها بابت حضورشان تشکر کن بابت خوب بودنشان بابت لبخندشان ناخود آگاه بعد از مدتی نگاه آدم را وسیع می کند. یک خضوع خوبی می دهد. شاید کمترین ادای مسئولیتمان همین تشکر هاباشد. همین نگاه های مثبت حالمان را خوب می کند. حتما نباید کوه را برایمان جابجا کنند که تشکر کنیم. خیلی تشکر بدهکار هستیم خیلی

برچسب: نویسنده: آرتین سلطانی تاريخ: دوشنبه 19 مهر 1395 ساعت: 17:01

کاری ندارم کی و چرا... بعدا صحبتش را می کنیم. این را هم من هم تو وهمه اینها خوب میدانیم! هر نشدنی هر نرسیدنی فرزند نامشروع نخواستن است. آری زیاد نباید موضوع را ماورا طبیعه کرد. به نظرم ما انقد شرممان می شود یا انقد بی جرات هستیم که نمی توانیم بگوییم نخواستیم یا نمی خواست. می گوییم قسمت نبود. یکجایی ته دلمان هم می دانیم که نمی خواستیم یا نمی خواست . امااا... کاری به این حرفها ندارم این سوالها و تصورات بعدش است که پتک می شود می خورد توی ذوق آدم چرا نخواست چرا نخواستم ! اینگونه هست که دیگر آدم سابق نمی شویم . اصلاهم نمی خوام بگویم تلخ هست یا شیرین خوب است یابد.

برچسب: نویسنده: آرتین سلطانی تاريخ: دوشنبه 19 مهر 1395 ساعت: 17:01

نمی شود دیگر

تكرار را می گویم

یعنی بخواهد تكرار هم بشود توفیقی ندارد،

نشود سنگین تر هم هست.

اصلا بنای این جهان خطی به تكرار نشدن است.

حالا شاید گاهی اوقات مرور شوی

مرور خوب است یعنی لازم است،

مرور آینده را دلچسب ترمی كند

آدم را مطمئن تر

برچسب: نویسنده: آرتین سلطانی تاريخ: شنبه 17 مهر 1395 ساعت: 11:55

چه ابهامی؟!

نمی دانم اگر هنوزهم بودی

همینقدر برایت می نوشتم؟؟

شاید باورش سخت باشد اما خوشحالم بعضی روزها كه نیستی ،

انچنان عمیق خوشحال می شوم كه بعضی اوقات به دلتنگ بودنم شك می كنم،

برچسب: نویسنده: آرتین سلطانی تاريخ: شنبه 17 مهر 1395 ساعت: 11:55

می دانی از دیدگاه یك دانای كل می خواهم بگویمت! اینطوری بهتر است، جهت دار نیست! مغرضانه هم نیست، باور آدمها یعنی همه چیزشان همه چیز آدمها خیلی مهم هست، خیلی شاید مهم تر از آب ونانشان كه آن هم تحت تاثیر باورشان هست، باورشان می شود به نوعی سرمنزلگاه مقصودشان می شود عاقبتشان یا دست كم عاقبتشان، سرانجامشان تحت هم باورشان است، حالا بیاید كسی خرابش كند خراب هم نه متزلزلش كند! می دانی چه می شود؟! شاید تاریخ را عوض كنی شاید جماعتی را محروم كند وهزاران شاید دیگر مثلا تو ببین اگر باور ادیسون و....تغییر می كرد، خراب می شد چقدر بشریت عقب می ماند! آری عزیز جان باور

برچسب: من چیزی میدانم که شما نمی دانید, نویسنده: آرتین سلطانی تاريخ: شنبه 17 مهر 1395 ساعت: 11:55

امروز اینجا ایستاده ام

جایی كه چندی قبل تصورش بود.

برای رسیدنش هم فقط وفقط كارهایی كه گمان می كردم درست است و دوست دارم را انجام می دادم .

كارهایی كه نمی شود نامشان را تلاش گذاشت اما شاید بتوان ممارست خواندشان.

اتفاقهایی می افتد كه دوستشان دارم.

عكس كمتر میگیرم وبه گمان خودم این نشان از لاجرم بودن اتفاقات ولذت واقعی ودرك آنهاست وبس

برچسب: منيو جست فلافل,منيو جست رغيف,جست فور من, نویسنده: آرتین سلطانی تاريخ: پنجشنبه 15 مهر 1395 ساعت: 13:01

نقطه ی تسلیم محضم نقطه ی آرامشم بود


اسمتو زمزمه کردم این تمام شورشم بود


توو هوای تو که باشم صاحب کل زمینم


من همه دنیامو دادم زیر چتر تو بشینم

شوق تسلیم تو بودن لحظه لحظه توو تنم بود


بهترین تصویر عمرم عکس زانو زدنم بود


عکس زانو زدنم بود

تو یه طوفان من یه جزیره من ناپلئون تو دذیره

جز تو کی میتونست از من همه دنیا رو بگیره

برچسب: fh aachen,fh altamonte,fh abbreviation,fh acronym,h and m,fh apopka,fh automation,fh alexander,fh aachen university,fh ayer, نویسنده: آرتین سلطانی تاريخ: چهارشنبه 14 مهر 1395 ساعت: 7:07

می دانی دلپذیر

چشمت كه عادت كند.

دلت آرام می گیرد.

خودت خو می گیری

حالا فرقی ندارد به كی...

اتاق

كافه

خیابان

یا اصلا همین خود تو

آدم چنان احساس امنیت می كند كه نگو...

از آسمان سنگ هم ببارد تو آرامی

نمی دانم این احساس خوگرفتن

دعا است یا نفرین،

وقتی كه سرنوشت تمام خوگرفتنها

عادت كردنها

می شود...

بگذریم

پاییز كوچه را قشنگ كرده

هواشناسی هم طبق معمول باران پراكنده پیشبینی می كند.

برچسب: نویسنده: آرتین سلطانی تاريخ: يکشنبه 11 مهر 1395 ساعت: 6:25

میگردی پی کسی که نیست ، یا اگر باشد آسان به چشم نمیآید، یا اگر آمد مال تو نخواهد بود.

هیچ چیز غیر واقعیتر و گمراه کنندهتر از احساسات آدمی نیست، میتوان به پایان راه رسید و دلزده شد از کسی که تا دیروز عاشقش بودی. اما کافی است همین کسی که خدا خدا میکردی راهش را بکشد و برود ناگهان یکی دیگر را بر تو برتری دهد تا از دوریاش چنان ماهی افتاده بر شن داغ شوی که انگار نه همین دیروز بود که ملال حضورش تو را میکشت.

چاه بابل- رضا قاسمی

برچسب: نویسنده: آرتین سلطانی تاريخ: شنبه 10 مهر 1395 ساعت: 13:52

روزها میگذره و ما همچنان منتظر اومدن روزهای خوب هستیم ...اما گاهی یادمون میره امروز یکی از همون روزایی هست که انتظار اومدنشو می کشیدیم...

برچسب: انتظار خبری نیست مرا,انتظار عشق,انتظار الياسمين,انتظار الفرج,انتظار شعر,انتظار الفرج عبادة,انتظار الحبيب,انتظار همراه اول,انتظار اس ام اس,انتظار عصر, نویسنده: آرتین سلطانی تاريخ: شنبه 10 مهر 1395 ساعت: 13:52

می دانی...

هیچ چیز به اصالت بار اولش نیست ،

مثلا همین سیب

همین زمین

یا اصلا همین افتادن خود تو

اتفاقت را می گویم!

یكبار به دل نشستی

وبعد آن شدی دلنشین

حالا هم كه

...

خودت بهتر می دانی

هزار بار دیگر ببینمت

مثل بار اول نمی شود.

بگذریم

هواشناشی گفت امروز باران می بارد

برچسب: چه خوب میشد اگر,چه خوب میشد,چه خوب میشه اگه بارون بباره,چه خوب میشد اگه,چه چیزی برای میگرن خوب است,چه غذاهایی برای میگرن خوب است,چه دارویی برای میگرن خوب است,چه چیزی سردرد را خوب میکند,چه قرصی برای میگرن خوب است,سیگارم چه خوب درک میکند مرا, نویسنده: آرتین سلطانی تاريخ: شنبه 10 مهر 1395 ساعت: 13:51

میدانی ؟؟؟ به نظرم همه ما بزرگ می شویم، غذا می خوریم شغل پیدا می کنیم ازدواج می کنیم صبحها کسی هست که بیدارمان کند. صبحانه بخوریم و احتما لا سرکار برویم. بعد از مدتی بر اساس یکسری هورمونها بچه دار می شویم. خرید می کنیم . و... ببین دلپذیر این نرم زندگی همه است. اصلا شاید ایده آلش هم همین باشد. اماااا مسئله اینجاست چه شغلی چه همسری چه صبحانه ای چه ساعتی و.... بری پاسخ به این چه ها باید سختی کشید خیلی از مواقع درد دارد پاسخهایشان می بینی کمی که بخواهی باید درد بکشی حالا نگوییم درد باید یکسری روز مره ات را کنار بگذاری یکسری عادتهارا تا بتوانی بگویی جه ساعت

برچسب: نویسنده: آرتین سلطانی تاريخ: جمعه 9 مهر 1395 ساعت: 6:35

وجدان من متغییر در اهداف من است.

هدف تمامی وسایل را توجیه میكند،

حتی هولوكاست

برچسب: من و تو,منال العالم,من سالوادور نیستم,منى زكي,منسف,منتظری,منبج,منى واصف,منصور السالمي,منة عرفة, نویسنده: آرتین سلطانی تاريخ: پنجشنبه 8 مهر 1395 ساعت: 20:29

سالها پیش که اینجارو ساختم تموم هدف دنبال کردن بود و اکنون چقدر فراتر از اون دنبال کردنم .

موفق باشید و برقرار

برچسب: نویسنده: آرتین سلطانی تاريخ: پنجشنبه 8 مهر 1395 ساعت: 20:29

امروز اول پاییز هست و تمامی شبکه های اجتماعی سومین فصل تقویم را با جملات به اصلاح دپ خودشان بهم تبریک می گویند.

جملاتی که با کمی جستجو دراینترنت توانایی عظیمی در تخریب حالمان ویا دست کم دلگیریمان دارند.

اما تما اینها فقط به یک دلیل است کاهش نور و تابش خورشید.همین وبس نه رنگ های پاییز نه سوز سرمایش و نه... نقشی در افسرگی و حال بدمان در این ایام ندارند.

وگر نه رنگهای

برچسب: نویسنده: آرتین سلطانی تاريخ: پنجشنبه 8 مهر 1395 ساعت: 20:29

سلام دلپذیر

لابد تو هم شنیده ای خیال اتفاق می افتد

لابد تو هم می دانی دل بدل راه دارد

تازگی ها خوانده ام آدم ها از متافیزیك بیشتر به یاد هم می افتند

چقد دلپذیر جان دوست داشتنت آسان است.

برچسب: برای ماه عسل کجا بریم,برای ماه رمضان,برای ماه عسل کجا برم,برای ماه رمضان چی بپزم,برای ماهی گیری,برای ماه عسل کجا برویم,برای ماهیگیری کجا بریم,برای اندروید,برای کامپیوتر,ماهی برای زنان باردار, نویسنده: آرتین سلطانی تاريخ: پنجشنبه 8 مهر 1395 ساعت: 20:29

ترسیدم نكند دوستت نداشته باشم

ترسیدك نكند در ناخودآگاهم یك اتفاقاتی باید باشد

ترسیدم نكند بعدها مشتركاتمان محدود به دیروز باشد.

ترسیدم نكند حال من خوب باشد تو نباشی.

ترسیدم نكند...

دوستت دارم به اصالت حضور

برچسب: نویسنده: آرتین سلطانی تاريخ: پنجشنبه 8 مهر 1395 ساعت: 20:29

صفحه بندی